اخرین روز ابتدایی ششم (لطفا بخونین)
اول:درحد مرگ اعصابم خوبه 45 دقیقه همه ی اینها رو نوشتم و این کامپیوتر کوفتی همه رو پروند. خوب امروز اخرین روز بود که همه کنار هم بودیم منم زنگ سوم تا اخر سردرد وحشتناکی گرفتم البته نه من میگرنی نیستم بنا به دلایل شخصی امروز هم قهر داتیم و هم اشتی ... 4 زنگ ریاضی(دیگه از متنفرم)و یه زنگم ازاد که حرف زدیم. تازه کلی هم به همدیگه از نقاشی دیوارامونو گرفتیم و یادگاری دادیم اون نادیا بگم چی بشه همچین منو هل داد با اون هیکل گندش که رفتم توی 4 تا صندلی کلا مشکل داره! امتحان های سختم من:اجتماعی و علوم (حجم اجتماعی خیلی زیاده) و امتحا ن مسخره من املا چون یه صفحش املا میگن صفحه ی بعدی رو یه متن با کلی غلط میدن باید تئسی کنیم &nbs...
نویسنده :
سوگند ❤سپیده
21:30
یک بازی فوق توپ
سلام سلام من دارم این بازیو دوسال که بازی میکنم و اولین بازیه که هیچ وقت ازش زده نشدم خداییش خیلی باحاله تازه به تمرکز حواس هم کمک میکنه خیلی قشنگه .راستی شاید اول خوشتون نیاد ولی دو سه بار که بازی کنید عاشقش میشین .پشیمون نمیشیدا لینک دانلود حجم فایل : 44.50 مگابایت دانلود بازی با لینک مستقیم از سرور سایت تصویری از محیط بازی پسورد فایل : www.freegames.ir ...
یه چیزی..
من حوصلم سر میره !(قسمت2)
من خیلی خوشحال و خندون که قراره این حوصله سر رفتن تموم شه و برم پیش دایی مو کلی حال کنم ولی بعد از اون ضدددددددددددددددددددد حال.داییم نبود خوب گفتیم اشکال نداره میرم خونه فاطمه جون دختر دایی صمیمیم که همسن خودمه.اونم نبود .بابامم واسه کارش رفته بود یه جا و بجای ماشین اداره گرفت ماشینخودمونوبرد وگجرنه میرفتیم پارک.گفتیم پس بریم خونه خاله جون.رفتیم بالا خره اونا بودن.ولی چه جوری؟علیرضه یک زره هم با سینا بازی نمیکردو و هیچی بهش نمیداد.پسرخاله زد حالمم واسه کامپیوترش رمز گذاشته بود.هرچی زدم باز نشد علیرضا نزدیک بود سینا رو پرت کنه.......... ماهم گفتیم بریم وقتی این دوتا اصلا باهم تا نمیکنن. مامانم گفت برو اسکوترتو بیار ...
نویسنده :
سوگند ❤سپیده
20:27
من حوصلم سرررررررررررررر میره!
سلام. همونطور که از عنوانش پیداست من رو به دیوانه شدنم. بد جوری حوصلم سر میره .کلاس بد مینتونمم از 15 خرداد شروع میشه.باید تا سه شنبه هم مدرسه بریم. از اونجایی که ما تقریبا یه ضد حال بد خوردیم(من و مریمو اوا)عصبانییم.بخاطر اینکه ماخودمونو کشتیم یه نمونه سوال با کامپیوتر طرح کردیم ماه مدیر تعجب کرد که کار ما بوده معلم گقت که نمیگیرم سوالاتونو کاریش میکنم.(خوب ما خودمونو کشتیم این حقمون نبود اخه چرااااا؟)و تازه شنبه هم امتحان اجتماعی داریم. یعنی اینقد که واسه تیزهوشان خوندمــــــــــــ دیگه از درس خوندم بدم میاد. نمیدونید چه قد اینجا هوا گرمههههههههههههه.جالب اینکه صبح ساعت 5 داداشم منو بیدار کرده میگه ابجی؟-بله؟برو کنار من جات بخواب...
نویسنده :
سوگند ❤سپیده
11:19
بستنی توی مدرسه ما
سیلوم.دو روزی میشه که مدرسه ما تصمیم گرفته بستنی بیاره! بچه ها هم همچین روبوفه میپرن.بد تر از حرم امام رضا! والا ماکه وایمیستیم اخر زنگ باا خیال اسوده میخوریم و توی کلاس میخوریم. امروز هوا بشدت گرم بود وحشتناکــــــــــــــــــــــــــ! جمله نوشته :انسان دانا بجای اینکه در انتظار رسیدن به فرصت های خوب باشد.خود انرا به وجودمی اورد.فرانسیس بیکن بای بای ...
نویسنده :
سوگند ❤سپیده
11:37



